انگار هرچه از دنیا میگیری کافی نیست عطش کامل بودن که هیچگاه برطرف نمیشود و هربار قلبم را سنگسار میکند.
کاش یک روز یا خودم بخوابم یا اطرافیانم بیدارشوند.کاش یک روز کسی باشد که ناقص بودنم را در اغوش بگیرد.
اجازه دهد ساعت ها چشمانم بر روی شانه هایش گریه کنند.
گریه کنندبا بوسه بخوابند و با نوازش بیدار شوند
برخیزند و ببینند که بالاخره در میان این ادم ها کسی هست که نگوید چرا؟فقط بگوید"قبولت دارم" .زیر سخن آیینه کافی نیست انسان که خودش دوا نمیکند.
AtoD