اصلا صداشم نشنیده بودم
از دور دیدمش ازش خوشم اومد
چند هفته از دور نگاش میکردم همش میگفتم چه جذابه
بعد دوستم گفت قراره با یکی بره کافه جهت اشنایی منم برم باهاش
یهو دیدم اونم با پسره اومده
یعنی ناخواسته هااااا
هنگ هنگ بودم خلاصه مام اشنا شدیم و.......
خیلی خاطره خوبی بود
البته سر ماه کات کردم خوشم نیومد ازش
ولی خب جذبش خییلی باحال بود