بچه ها سلام امیدوارم حالتون عالی باشه بچه ها راستش من هر خاستگاری میومد من رد میکردم مامانمم و بابام راضی نبود ولی خب وقتی میگن قسمته 15 روزه یک خانواده به واسطه دوست مامانم اومدن منم گفتم ادامه تحصیل میدم گفتن فقط تا دیپلم منم رد کردم فرداش زنگ زدن گفتن قبوله بعد باز که اومدن سه بار دیدیم همو و خانوده ها همو دیدن بعد من دو دل بودم دیروز گفتم پیام بفرستین نمیخوام بعد دیدیم اومدن من داشتم میمردم از استرس بعد پسره هم دوستم داره با اینکه چند جلسه بیشتر همو ندیدیم من مذهبی ام
بعد منم قبولا کردم بعد 6 تیکه نوشتن تلویزیون و سرویس چوب و گاز و 114 مهریه سکه و یخچال اینه و شمعدون و قرآن کریم و لباسشویی و اینکه امروز رفتیم آزمایش خون و شب میخوایم نامزد کنیم فردا جشن کوچیک عقد یک جشن بزرگتر میخوایم بگیریم که دو روز به محرم هست 6 مرداد هست اون البته گفتن سرویس طلا ننوشتن اما من گفتم من یک دخترم آرزو دارم گفتم گردنبند و حلقه ازدواج و دستبند هم مجبور میکنم بگیرن چون ندارم و اینکه حلقه نامزدی خودشون گرفتن آنقدر سبک بود الا خوشم نیومد واقعا بعد جالب اینجاست میگفتن 4 میلیون دادن انگار من خرم 🤦♀️ولی خب اوکی قبول کردم ولی خب امروز از زبون دوستام شنیدم شب عقد باید باهم باشین منم هولم کرد من اصلان میدونم واقعا خیلی خیلی حالم بده تروخدا یک چیزی بگنی آرومم کنید و راهنماییم کنید راستی 16 سالمه این ماه میشم 17💙❤️