همسرم اون موقع میگفت گول شیطونوخورده انگاربچس دستشومیزاشت روقران ک دیگه تکرارنمیکنه امابازم فقط ازوقتی ک.کرونااومدترسیدنرفت همین چندوقت پیش کنارم درازکشیده بودب دوستش پیام میدادوسریع پاک میکردپیرم کرده هرلحظه میگم بازمیخوادخیانت کنه ازترس نمیرم خونه مادرم ک یه وقت خیانت نکنه نمیدونم چیکارکنم خسته شدم بااین ترس زندگی کنم خیلی خستم نمیتونم بکسی یگم خجالت میکشم حس بدی دارم