2777
2789
عنوان

من خیلی حسودم😢

294 بازدید | 18 پست

من خیلی حساسم از  فیلمای ک همسرم توگوشی میبینه فیلم رقص فیلم زن خیلی بدم میاد  چندباری گوشی همسرما ازش گرفتم همه فیلمارا پاک کردم گاهی وقتا قایمی میبینه  من خیلی حسود وحساسم ازنگاهاش به یه زن و نگاه کردن اینجور فیلما وبخاطر همین دارم کنترلش میکنم ک نبینه آیا این کنترل کردن بعدها ندید پدید ترش نمیکنه اخه میگن مرد باید ببینه چشم ودل سیر شه  ولی خب من نمیتونم کنار بیام بااینکه شوهرم بدن زن نامحرمو ودل بریاشو ببینه شمام مثل منین یامن فقط زیادی حساسم

من 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بی خیال بابا 

بذا اون به تو حسودی کنه! چقد شوهرت رو واسه خودت مهم کردی! خودت برقص و به خودت برس و دلبری کن بذا اون یکم غیرتی شه والا


کاربری  برای سه نفر است 🟣🔵🟢🟠🔴هر کی لایک کنه خره 🔴🟠🟢🔵🟣لطفا ریپلای هم نکنید حوصله خوندنشو ندارم 🟣🔵🟢🟠🔴 جواب افراد بیشعور داده نمیشود🔴🟠🟢🔵🟣نظر شخصیمو میدم رد میشم میرم اینکه موافق یا مخالف نظر شماست به بنده ارتباطی نداره 🟣🔵🟢🟠🔴 به هیچ عنوان درخواست دوستی پذیرفته نمیشود نی نی یار تگ میکنم🔴🟠🟢🔵🟣
بی خیال بابا  بذا اون به تو حسودی کنه! چقد شوهرت رو واسه خودت مهم کردی! خودت برقص و به خودت بر ...

هرکار میکنم نمیتونم اعتماد بنفس داشته باشم من اونا نخام اونا پس بزنم 

من 
خودش باید پاک باشه و چشم دل سیر و گنه تو هیچ کاری نمیتونی بکنی همه چی، به خودش، بستگی داره

که نیست  واین منو ازار میده منی که  هیچ حسی به هیچ مردی جز خودش ندارم  

من 

همه ی خانوما همینن عزیزم بجای حسادت ب این فک کن ک اقا ۲۴ ساعته پیشه شما نیس ک هعی کنترلش کنی نبینه میتونه رفت بیرون تو ماشین یا...ببینه!

بعدم زیاد حساسیت نشون نده عادی رفتار کن چون هرچیحساسیتتو ببینه اونا بیشتر براش جذابیت پیدا میکنن و توجهش جلب اونا میشه!ما نمیتونیم وقتی یچی پیش میاد اون طرفو از اون چیز دور کنیم یا براش منع کنیم 

روی خودت کار کن اول از اینکه ببین شوهرت چجثر سلیقه ای داره مثلن از خانومی ک ارایش میکنه و بیشتر دوست داره میپسنده یا خانومی ک ارایش نداره؟؟طبق همون ارایش کن 

ببین بیشتر چه سبک مانتوهایی دوست داره چه رنگی اکثر مردا عاشق رنگ قرمزن یا بعضیام از رنگای نودخوششون میاد ببین سلیقش چیه ازاین رنگا برای لاکت یا لباسات استفاده کن!

موهات و همیشه مرتب کن اگه اوتومو داری سعی کن هردم موهاتو ویو کنی چون خیلی ظاهر شیک میده 

لباس زیرات و رنگ موردعلاقش بخر سعی کن پوششت رفتارت طوری باشه ک خوشش بیاد حالا ن اینکه کلن سبک خودتو عوض کنیا مثلن اندامتو بیار رو فرم 

توام برو کلاس رقص رقص یاد بگیر غذاهای خوشمزه بپز بعضی وقتا کیکای خوشمزه درست کن بلدم نبودی اشکال نداره از قنادی کیک بگیر بعد بگو تو درست کردی

زیادی ام خودتو محو همسرت نکن ک عادی شه براش جووری باش ک قدر اون ی لحظه محبتتم بدونه♥

تنها چیزی ک باعث افتخارمه تو این همه سال زندگیم امیدیه ک هنوز ب خدا دارم با وجود همه ی دردام بازم اسمشو میارم و ب خودش پناه میبرم...ازوقتی ک ب دنیا اومدم مادرزادی مشکل مجاری داشتم پنجسال تموم هیچکی از مریضیم سردرنیاورد درنهایت مشکلموفهمیدن و عمل شدم تو این مدتم اکثرن روزام تو بیمارستان گذشت و زیر سوروم و امپول جون میکندم و دلم ب دستکش دکترا خوش بود ک اگه دخترخوبی باشم و گریه نکنم بهم ازاونا میدن تا توشون و بادکنم و بادکنک داشته باشم تو اون شدت مریضیم بابام دوتا دستامو با قاشق میسوزونه هنوزه ک هنوزه جاش هست (بعداز خوب شدنم زندگیم با پدر عصبیم ادامه دار شد جوری ک از شدت استرس لکنت زبون گرفتم و با زور حرف میزدم یکم ک بزرگ ترشدم ب مادرم خیانت کرد و ب کوچیک ترین چیز گیرمیداد تا مادرمو از خونه بندازه بیرون از کتک بگیری تا فحش بارمون میکرد  چندبار میخاس مامانمو بکشه واسه منی ک تنها فرد زندگیم و مادرم میدونستم دیدن اشکا و اذیتاش خیلی سخت بود از یطرفم خودم و اذیت میکرد آبروی مامانمو برد تو فامیل با عموم رفته بود خاستگاری  ب مادرم تهمت مریضی زده بود درحالی ک هیچیش نبودبعدشم معتاد میشه و وضع مالیمون روز ب روز بدتر و همیشه هم فامیلای مادرم مسخرمون میکنن و ماام بخاطر پدرمون همیشه سرخورده میشیمو سرمون پایینه میدونم مهم نیستن ولی وقتی اسمش میاد انگار غرورم له میشه و بغض کل گلومو میگیره وقتی ک تو این جو زندگی بزرگ شدم ک با ی اقایی اشنا شدم شده بود دلخوشیم امیدم پناهم ک بعداز 9 ماه تصادف میکنه و فوت میکنه قصدمون جدی بود حتا دوسداش خانواده ها بفهمن من بخاطر پدرم مخفی میکردم بعداز خبری ک ازش شنیدم کلللل دنیا خراب شد رو سرم ب جرات میتونم بگم پنججح روز تموم لب ب یقاشق غذاهم نزدم فقط میخابیدمو با فکرا و خاطرها و غم نبودنش دیواااانه میشدم ولی بازم گریمو تو خودم حبس میکردم تا یوقت مامانم شک نکنه😔یکسره فکرخودکشی میزد ب سرم از یطرفم پدرم بهم زورمیگفت و با اخلاقش اذیتم میکرد بهتره بگم بیشتر دلتنگ ترمیشدم🙃اخه من همش با خیال اون بود ک این زندگی و تحمل میکردمو اهمیت نمیدادم ولی دیگه نبوداگه اینارو برات نوشتم فقط بخاطر اینکه من با وجود همه ی این حال خرابیا ب خدا امیدوارم چرا تو نباشی رفیق؟ امیدوارباش شاید فصل بهارزندگی ماام برسه🌈❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز