این تاپیک، بیشتر تاپیک تشکر هست.
1.تو شرایطی به این سایت اومدم که یه زخم کهنه رو قلبم بود و تاپیکی با اکانت اصلی قلبم بهش اشاره نشم. رسما 2 تاپیک رو بخاطرش و میخواستم روال تاپیک، چیزی شبیه مانور باشه تا یکبار دیگه در اون موقعیت قرار بگیرم و حل بشه، به نوبه خودش خوب بود، لااقل اینقدر قوی که بتونم امیدوار بمونم این ماجرا حل خواهد شد.
کاربرایی که اون زمان به اون تاپیک اومدن، هر کدوم پیشینه ی جالبی داشتن، شاید بهتره بگم قدرت درمانگری خاصی داشتن، که حرف هایی که به زبان خودشون جاری کردن، از اون قدرت جادویی شون، گرفته شد. در نهایت ماجرا به سمتی رفت که سراغ مشاور برم.
یعنی اینطور بگم که شارژم اگه قرمز بود و داشتم خاموش میشدم، یه 15 درصدی شارژ شدم تا ادامه بدم و در ادامه بیشتر و بیشتر تا به یه سطح قابل قبولی برسم، مثلا 40 درصد شارژ. جای امیدواری بود.
این وسط خب اتفاقاتی افتاد مثل تعلیق اکانت من و یه چندتا اتفاق دیگه که من چقدر حرص خوردم ولی با همین اکانت اومدم و ادامه دادم. البته که هر کاربری که میاد اینجا، اکیپ خودشون رو داره. زمان که جلو میاد میبینم نه اینا که ما سر این چهار راه به هم رسیدیم، حرف ها و اون قدرت جادویی که دارن (تجربه ها) چقدر میتونه کمک کنه. چندین بار از خودشون تشکر کردم ولی آخر سر به این نتیجه رسیدم که هر کدوم از ما پازل بازی خودمون رو داریم. صبح میخواستم این تاپیک رو جور دیگه ای بنویسم ولی خب این طوری شد دیگه.
مثلا نی نی یار که من بهش میگم ادمین و اون اول اولا که میگفتم ادمین، کاربرا اینطوری کامنت میدادن 😐 چی میگی اسی، ادمین کیه!؟ ادمین نداریم اینجا که، 🤔🙄 ولی با همین داستانا، ادمین هم گوشه ای از این پازل هست که بهت یاد بده مهم نیست بقیه چی میگن، تو کار خودتو درست و احسنت انجام بده، حرف بقیه مهم نیست ولو خیلی رو مخت باشه 😠(ادمین ببخشید)
و اما اکیپ خودمون، یکی از بچه ها هر روز یه حرف رو میزنه، بی خیال حرف بقیه ، تو راهتو برو و نذار کسی سد راهت بشه با حرفاش. اون یکی دوستم، میگفت با تمام اتفاقات نه چندان خوب، امیدوار ادامه دادم تا به چیزی که میخواستم رسیدم، یکی دو نفر دیگه از همون کاربرا، گفتن ما این راهو رفتیم، از این مسیر بیا، علائم راهنما کمکت میکنن تا بهتر مسیرت رو پیدا کنی و واقعا هم همینطور بود.
واقعا اول از همه خداروشاکرم که پازل رو طوری چید که بهم کمک کننده باشه و من همچنان مسافر این مسیرم که دارم ادامه میدم.
و یه چیز جالب دیگه این بود که من یه بار اتفاقی دیدم کاکتوس های مسیر با خارهای که دارن، گل های قشنگی میدن و آدم باید اینارو هم ببینه. مرسی خداجون، مرسی دوستان ✌️🌹
بله، تو شرایطی به سایت اومدم که یه زخم کهنه رو قلبم بود و شاید فکر میکردم که این هیچوقت خوب نمیشه اما طی مسیر و اتفاقاتش، نتیجه رو عوض کرد. خیلی خیلی خیلی دوست دارم بعضی دوستان رو تگ کنم و بازم بگم مرسی، حتی هیترها، اونا هم دوست هستن و مدام دارن درس استقامت میدن. فک کنید همه بیام ازت تعریف کنن، چقدر یکنواخت میشد زندگی، باید همه باشن. مرسی ✌️🌹
😐 چی میگی اسی، نفهمیدم 🤔😂
چیزایی که گفتم کلی بود، باید یه روزی، یه تاپیک خاص بزنم و از جزئیات به ظاهر ساده اما تاثیر گذار بگم که میتونه کمک کننده باشه. 🌹