2777
2789

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

بچه ها من اول که ازدواج کردم از ازدواجم راضی نبودم اما با تمام عشق و توانم سعی کردم شرایط رو طوری کنم که ارامش داشته باشم .

ولی شوهرم اصلا همکاری نکرد و ما مدام اختلاف داشتیم 

کتک کاری فحش دعوا 

تا اینکه من باردار شدم بعد چند سال 

و وقتی باردار شدم زندگیم بهم ریخت خیلی بدتر و تنهای تنها شدم

شوهرمم که مرد روزهای سخت نیست بدتر از من زده شد و از شرایطم سو استفاده کرد و خیلی با من بد تا کرد تو اون روزها خیلی 

که الان برام عقده شده 

بچه ها من اول که ازدواج کردم از ازدواجم راضی نبودم اما با تمام عشق و توانم سعی کردم شرایط رو طوری کن ...

دوسش داری هنوز ؟؟عشقت هنوز سر جاشه نسبت بهش

اگه خدا بود ما این همه درد نمیکشیدیم 🫠

من زایمان کردم‌و از هر نامردی که ب ذهنتون برسه شوهرم فروگزار نکرد 

تا اینکه دخترم یه سال و نیمه شد و من تمام این روزها رو تنهای تنها گذروندم که خیلی اذیت شدم 

افسردگی گرفتم 

تصمیم گرفتم خودم برای خودم زندگی کنم و اقدام کردم 

کلاس میرفتم بیرون میرفتم با بچم 

همشم تنها بودم و شوهرم مانعم بود و هر کاری میکردم دعوا میکرد باهام اصلا اصلا همکاری نمیکرد و فقط مانع بود برام 

خودشم که هیییییییچ محبت و توجهی ب من نداشت 

همه چیزش با دوستاش و رفیقاش بود فقط 


دوسش داری هنوز ؟؟عشقت هنوز سر جاشه نسبت بهش

نه عزیزم ابدا 

منم سر برج خونمون ک رسید وسایلمو جمع کردم اومدم خونه مامانم 

بهش گفتم یا وکالت طلاق میدی یا مهرمو میذارم اجرا و همین جوری میگذرونم 

اگه وکالت طلاق بدی باهات ادامه میدم 

بماند که با چ سختی ولی گرفتم وکالت طلاقمو 

و اینم بگم قبل بارداریم ماشین و پول پیش خونه رو ب نا من زده بود فکر میکرد میتونه برگردونه 

نمیدونم چ فکری کرد ک حاضر شد بزنه ب نامم اون زمان 

وقتی وکالت طلاق داد هم فکز میکرد میتونه فسخش کنه

نه عزیزم ابدا  منم سر برج خونمون ک رسید وسایلمو جمع کردم اومدم خونه مامانم  بهش گفتم یا ...

وقتی علاقه و عشقی نسبت بش نداری دیگه موندنت فقط ضربه زدن ب خودته 

به نظر من زندگی ک توش عشق نباشه بدرد نمیخوره آدم عمرشو حدر بده

من خودم دلم میخاد جدا شم ..ولی 😑عین کنه چسبیده 

حاظرم نیست رفتار اخلاقش رو عوض کنه

اگه خدا بود ما این همه درد نمیکشیدیم 🫠

وقتی اومد خونه مادرم راضی نبود 

ولی من با اون نامردی ها و خون دل دادنا نمیتونستم ادامه بدم 

وقتی فهمیدم با ز ن شوهر دار ریخته رو هم بیرونش کردم و اونم اومد سرم هوااااار شد ک باید پولمو بدی برم وگرنه نمیرم 

منم گفتم من بی کس و بی پشت و پناه رو از همه چی انداختی نذاشتی درس بخونم نذاشتی کار  کنم حالا اینا رو بدم بهت با ی بچه دو ساله چ غلطی کنم؟

پولو گذاشتم بانک باهاش سودشو میگرفتم ک بتونم گذران زندگی کنم 

انقدررررررر باهام دعوا کرد انقددددرررررررر اذیتم کرد انقدرررررررررر مزاحمم شد و ابرو ریزی کرد انقدددددددرررررررررر ارازل گری کرد ک نگم براتون 

از همونجا دیگه ازش متنفر شدم که واسع پول خیلی کم برای منی ک انقدر گذشتم از همه چیم تو زندگیش داره خونمم نیریزه 

همش تهدید ب کشتن میکرد منو ک میکشمت آتیشت میزنم 

در حالی ک هنوز مهریه منو باید میداد و نداده بود 

میگفت برو قانونی معریه تو بگیر 

منم میگفتم تو هم برو قانونی شکایت کن از من ک پولت دستمع 

میگفت نه من شکایت نمیکنم میکشمت

وقتی علاقه و عشقی نسبت بش نداری دیگه موندنت فقط ضربه زدن ب خودته  به نظر من زندگی ک توش عشق نب ...

من مجبور بودم چون بچه کوچیک داشتم شوهرمم روانیه تمام عیار 

روانی ک میگم از نظر من کارت قرمزیه 

واقعا اذیتم کرده 

خلاصه اون دوران واقعا هیچ پشتوانه ای نداشتم و طلاق نگرفتم 

از اون دوران تا الان همون آدم بود از نظر اذیت و آزار 


تا الانم بخاطر پول نمیدونین چ بلاهایی سرم اورد ولی من گفتم این حق منه و تو با قلدری نمیتونی منو راضی کنی بدم بهت 

من از نامردی تو اینو نمیدم 

اگه میدونستم ک انقدر جوونمردی ک حتی اگع ازت طلاقم گرفتم هوامو داری بهت میدادم 

اما روزایی ک زنتم اینی وای ب روزی ک جدا شم 

اگه تن فروشی کنمم برات معم نیست و یه صفتم بهم میدی

من مجبور بودم چون بچه کوچیک داشتم شوهرمم روانیه تمام عیار  روانی ک میگم از نظر من کارت قرمزیه& ...

☹منم بخاطر پسرمه ..الان بزرگ‌شده ۱۲ سالشه 

😑😑انقد پرو میگه بچه دومم بیاریم

منم کلن آب پاکی ریختم تو دستش ..گفتم بچه میخای برو زن بگیر من نیستم..الانم از خدامه بره زن بگیره و زاحت بشم از دستش ...😭منم دلم میخاد کلی آطادی داشته باشم ..ولی نمیزاره

اگه خدا بود ما این همه درد نمیکشیدیم 🫠

حالا میخوام جدا شم چون مریض شدم از دستش 

الانم بچم بزرگتر شده و دیگه ب اندازه قبلا بهم وابستگی نداره 

انقدر حالم خرابه که راضی شدم بچمو بذارم و بیام 

منی ک جونم و نفسم ب جون و نفس بچم بند بود دیگه راضی شدم بیام ولی اروم باشم 

سر چتدر غاز پول منو ب جنون کشونده شوهرم 

حتی اگه پولو هم بهش بدم هم دیگه نمیخوام باهاش زندگی کنم 

حالم ازش بهم میخوره 

فقط چون نامرده . نهایت نامردی 

الانم دادخواست طلاق دادم حالم خرابه که اگه بفهمه دوباره چ شری ب پا میکنه 

از خونه مامانمم نمیره 

درو روش قفل میکنم درو میشکونه میاد تو 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108