دو روزیه عجیب شده و عصببه از دستم .دیشب دیر اومد گفتم حالت خوبه چی شده .گفت ولم کن و من استرس گرفتم از این حالش ک اتفاقی افتاده. گفت هیچی نگو ولم کن .بعد من تپش قلب گرفتم گفت چی کار کردی میترسی من بدونم مگه
اگر کسی را دیدید که از همه چیز لذت میبرد،سخت نمیگیرد،میخنددومیخنداند بی مشکل نیست بلکه اوطوفان هولناکی را پشت سرگزاشته است واکنون قدر داشته هایش را میداند.
.بچه ها من کاری نکردم فقط ی سری چیزا مربوط ب سالها پیش و مجازیه و من ن دستم ب نامحرم خورده و ن با کسی رابطه ای داشتم ولی این حرکاتش منو میترسونه
اگر کسی را دیدید که از همه چیز لذت میبرد،سخت نمیگیرد،میخنددومیخنداند بی مشکل نیست بلکه اوطوفان هولناکی را پشت سرگزاشته است واکنون قدر داشته هایش را میداند.
ی دوستی داره ک قبلا بد من گفته بود و برگشت خونه و کلی درگیری داشتیم بازم با همون بیرون رفته بود .کلا این دوستش زندگی ما مختل کرده .ولی خب چیزی هم نگفت گفت ک ی کم بهم ریخته هستم حالم خوب نیست .من دلشوره گرفتم
اگر کسی را دیدید که از همه چیز لذت میبرد،سخت نمیگیرد،میخنددومیخنداند بی مشکل نیست بلکه اوطوفان هولناکی را پشت سرگزاشته است واکنون قدر داشته هایش را میداند.
حالش هم همینه معلوم نیست چیکار میکنه. ولی من ی لبخند ب کسي بزنم قیامته..
اگر کسی را دیدید که از همه چیز لذت میبرد،سخت نمیگیرد،میخنددومیخنداند بی مشکل نیست بلکه اوطوفان هولناکی را پشت سرگزاشته است واکنون قدر داشته هایش را میداند.
سعی کن ب خودت اطمینان داشته باشی همین ک میترسی فک میکنه چیزی بوده بهش اثبات کن ترس چرا
اره نمیدونم چرا اینطورم چون همسر من ب شدت آدم سختگیریه .ولی برای خودش نه
اگر کسی را دیدید که از همه چیز لذت میبرد،سخت نمیگیرد،میخنددومیخنداند بی مشکل نیست بلکه اوطوفان هولناکی را پشت سرگزاشته است واکنون قدر داشته هایش را میداند.
طلا ک پاکه چ منتش به خاکه...اصلا خودتو ضعیف و ترسیده نشون نده ، تو ک کاری نکردی پس یه جوری باش ک انگار ن انگار خودتو بزن به کوچه علی چپ اگرم قضیه رو فهمیده باشه و توضیح بخواد خیلی اروم منطقی براش توضیح بده
حساسیت الکی نشون دادی، حالش بده خب بذار یه کم تو حال خودش باشه استرس و تپش قلبت برای چیه؟ حتما اونقدر واضح انتقال دادی که همچین حرفی زده
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "