اگر تاپیک های قبلم رو بخونید همیشه ناراحت بودم که همسرم بچه نمیخواد ، ما اتقریبا کمتر از سه سال ازدواج کردیم و توی این مدت کلی با هم راجع به بچه داشتن صحبت کردیم چند وقت پیش دوباره صحبتش شد و همسرم گفت فکرهاش روکرده و بچه میخواد ( همسرم خیلی منطقیه) وقتی بهم گفت جا خوردم و متوجه شدم که این مدت انگار فقط بهانه بچه داشتن رومیگرفتم و اصلا دلم نمیخواد بچه داشته باشم ، و وقتی بهش گفتم خیلی تعجب کرد و گفت پس چرا هر ماه میگی من صد در صد بچه میخوام حتی دلیلی نداشتم که چرا قبلا بچه میخواستم و الان نمیخوام. حالا الان احساس میکنم که همسرم دیگه من رو دیگه جدی نمیگیره
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
اگه فکر میکنی بچه نمیخای بچه دار نشو، چون واقعا بچه داری سخته، حوصله فراوون میخاد. خووووووب فکراتو بکن بعد بچه دار شو، مسئولیت اصلی تربیت بچه با توئه نه شوهرت.
اگه فکر میکنی بچه نمیخای بچه دار نشو، چون واقعا بچه داری سخته، حوصله فراوون میخاد. خووووووب فک ...
خب همین دیگه مدام دارم راجع بهش این ور اون ور میخونم و یه مدت هم با روانشناس صحبت کردم اما واقعا نمیدونم میخوام یا نه میترسم از اینکه یه انسان رو به این دنیا بیارم اما از طرفی این حس مادر شدنه رو دوست دارم تجربه کنم کلا با این مدل فکرم بهتر بیخیالش بشم