از بچگی تا الان که ۲۵ سالمه عاشقشم
بارها جداشدیم ازهم و توی مدت جدایی من سعی کردم زندگی جدیدی شروع کنم و دوباره عاشق بشم اما هیچکس حتی ذره ای به دلم نمینشست
بعد چند ماه دوری دوباره بهم برمیگشتیم
وقتی نیست انگار جهنمه انگیزه ندارم
وقتی هست حس نمیکنم عشقشو
حس میکنم یه عشق یکطرفست اما اون میگه خیلی عاشقمه اما توی عمل نشون نمیده
بهم گفت هیچکس اندازه تو عاشقم نیست میخوام زنم بشی و اومد خواستگاریم
من نمیدونم چیکار کنم
بدون اون اصلا نمیتونم هزاربار جدا شدیم ولی دوباره بهم برگشتیم اما اما اما من عشق ازش نمیگیرم
بنظر خودم چون این سالها دیگه از من مطمعن شده بیخیال و ریلکس شده و دیگه نه محبت زیادی نه توجهی نه کادویی هیچی
حتی قهر هم کنم میگه خودت باید بیای آشتی و من نمیام
چرا با وجود اینکه بهم محبت نمیکنه توجه نمیکنه ولی بازم میخواد زنش شم😟