ی نفری ک دنیام خیلییی بهش وابست داداشم ولی ن داداش واقعی دوست و رفیقم
تو شرایط سخت ، روزای خوب بد کنار هم بودیم هوام و داشن هوا شو داشتم
رابطه رل و دوستی این داستانا ن اصلا
ولی رابطه امون خیلی قشنگ بود سالها راهم ی دعوا کوچیک نداشتیم ی بحث کوچولو اصلا
ولی الان کارش زیاد شده جوری ک ۱۲ ساعت سر کار بقیه تایمم باید بره تمرین و ... تایم هایم ک اون شاید کلا ۱ ساعت در طول روز خللی داره اونم من نیستم کلاس دارم
ب حرف زدن ها دیدن هم دیگ تلفن های ۲ ساعتی 🙂
خیلی تنگ میش عادت کردم نمیتونم بدون اون ....