همسرم بهم ميگه كلي كار دارم و نميرسم و چند تا از كاراي دانشگاهشو ميندازه گردن مني كه هم شهر غريب درس و كار دارم هم همه چي با خودمه از خريد و شستن لباس و …
بعد براي فردا با خواهر متاهلش برنامه گذاشته جفت شون مجردي برن بيرون و تفريح ….
تازه فردا سالگرد ازدواج منه … برام زودتر كادو رو خريده بود خب اگه بيكار بودي حداقل انقد كاراتو سر من نمبنداختي يا بلند ميشدي ميومدي روز سالگردن زنتو ببيني …
نميدونم باهاش چيكار كنم ، كاش ميشد همراه اشغال ها ساعت ٩ شب ميزاشتمش دم در و ديه برنميگشت
زن ها كه پول نميخان عشق و محبت و كنار هم بودن و ميخان 😞😞😞😞