روزهای سخت.... یه سال دیگه به امید خدا کنکور دارم.... دعوا های من و مامانم سر درس خوندن،
اخر همه ی دعواها مامان میگه حلالت نمیکنم.. منم تا اینو میگه دستاش و صورتش رو بوسه بارون میکنم و میگم باشه، حق با توئه.. من اشتباه کردم... ببخش..
اخرش هر دو مون کلی میخندیم.. ولی مامان همچنان حق به جانب.... بابایی که این روزا
رفتارش تغییر کرده... به یاد میارم روزی که اون
کادوی عجیب غریب و خنده دار رو برام خرید....
روز های سخت... شب بیداری هایی ک داغونم
کرده.. هر شب کابوس میبینم که فلان درس رو صفر گرفتم😂🖤
شبایی که بدون قرص اصلا نمیتونم بخوابم... خدایا
کمک مون کن...
شبی که از عذاب وجدان اون گناهم خواب نرفتم... بعد از مدت ها رفتم سراغ قران.. ایه های مربوط به توبه... خدایا من به خودت پناه اوردم.. فقط تو رو دارم.. چند ماهه روم نمیشه باهات حرف بزنم... شرمسارم... خدایا روحم سنگین شده... خدایا
دلمو سبک کن.... خدایا ما را ببخش و رحمت خودت را همچو همیشه در ثانیه به ثانیه زندگی مون جاری کن.. خدایا دست همه مون رو بگیر... امین یا رب العالمین🌈🌸💕