هدفتون از زندگی چیه؟ برای چی زنده این؟ میخواین به چی برسین؟ احساس خوشبختی میکنین؟ چه حسی دارین؟ میدونین دارین چیکار میکنین با زندگیتون؟ کنترل لحظه به لحظه هاتونو دارین؟ روزاتون تند نمیگذره؟ برای چی تلاش میکنین؟ قراره تهش به کجا برسین؟
𓆃ایران زمین𓄂 "نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه آن است. باید کتابهایش را، فرهنگش را و تاریخش را از بین برد. بعد کسی را گمارد که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و تاریخ تازهای بسازد...”.ملت هارا از تاریخشان دور نگه دارید در این صورت راحت کنترل میشوند. تاریکاندیشان میخواهند زنان را درسیاهینگه دارند ؛آنها ازروشنشدن ذهن زن میترسند؛چون میدانند زن بداند، به کودکش هم یاد خواهد داد ... *من خود اندوهگین نیستم اندوه عالمم، سرزمینی در سینه ام گریه میکند*
تا زمانی که واسه خودم زندگی می کنم نه واسه حرف دیگران شاد خواهم بود.
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
دقیقن:) من دیگ نمیدونم باید چیکار کنم مغزم خالیه خالیع دیگ هیچ ایده ای ندارم انگار گم کردم خودمو نمی ...
وضعیت خرابه و بازهم دارم سعی میکنم سر پا شم ازهمه لحاظ فکر کن خودت تهشو بگیر دیگه
𓆃ایران زمین𓄂 "نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه آن است. باید کتابهایش را، فرهنگش را و تاریخش را از بین برد. بعد کسی را گمارد که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و تاریخ تازهای بسازد...”.ملت هارا از تاریخشان دور نگه دارید در این صورت راحت کنترل میشوند. تاریکاندیشان میخواهند زنان را درسیاهینگه دارند ؛آنها ازروشنشدن ذهن زن میترسند؛چون میدانند زن بداند، به کودکش هم یاد خواهد داد ... *من خود اندوهگین نیستم اندوه عالمم، سرزمینی در سینه ام گریه میکند*
وقتی ببینم مردمی که درد میکشن لبخند روی لبشونه و از مشکلاتشون کمتر شده خیلی خوشحال میشم با اینکه دردای خودمو هرچقدرم زیاد باشه میتونم تحمل کنم ولی درد کشیدن یه بچه برام به شدت تحملش سخته
خودمو فراموش نمیکنم چون میدونم خدا برام بهترشو نگه میداره