شوهرم چند ماهیه میوه فروشی میکنه با داداشش میگفت ی خانومی بود جوون بود بیچاره بود اولا ک مغازه زده بودن اول اخر شبا میومده میگفته ی کمکی کنین شوهرم و برادر شوهرم بیشتر بهش. میوه میدادن بعد هر شب یکم پول یا میوه هم میدادن امروز میونه اینا شوهرمو کشیده کنار گفته بابت محبتیک ب من میکنین من میخوام جبران کنن اگ خواستی صیغه ات میشم 😢وااای دارم دیوونه میشم یعنیا کلی هم با شپوهرم دعوام شد اونم ب خودش فوش داد و گفت غلط بکنم دیگ هر چیزیو بیام ب تو بگم و گفت تو گوه میخوری دیگ هی ازم بپرسی چ خبر چ خبر
من همیشه به همسرم میگم ذلت فقط به حال زن و بچه خودت بسوزه واقعا مردم نمک ب حروم شدن
خودم بارها این پررویی ها رو تجربه کردم
این قدر نگوییم باید به عقاید هم احترام بگذاریم آنچه قابل احترام است حقایق است نه عقاید...!! هیچ عقیده ای محترم ومقدس نیست زیرا میتواند ریشه در جهل وخرافه ودروغ داشته باشد...میتواند گفتمانی از داعش یا شری سازمان یافته باشد...احترام به بسیاری از عقاید میتواند توهین آشکار به شعور خودمان باشد...!
اگر کسی را دوست داشته باشیم و به اون این فرصت و توانایی رو بدیم که به ما صدمه بزنه، ترسناک است. اما این را باید بعنوان بخشی از عشق و دوست داشتن بپذیریم.
بدبخت شوهرت که همه چیز و بهت گفته چرا به اون حرف زدی حالا
اعصابم خورد شد نمیدونم اصن از بس همه تو این دوره عملی و خوشگل شدن ریختم بهم میرم در مغازشم ی خانوم خوشگل و جوون ک میبینم داره میوه میخره و شوهرم موقع ریختن تو پلکت کنارش میره یا دستش بهش میخوره شب تو خونه بداخلاقی میکنم