2777
2789
عنوان

حاملگی دوم

| مشاهده متن کامل بحث + 201 بازدید | 117 پست
پسرم شیر خشکیه
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

خب پس از شیر و از پوشک بگیر بعد خیلی به خدا سخته حرف زدنش راحته هاااااااااااااااا ولی سخته به خدا سخته یادم میاد گریه ام میگیره البته من کمکی نداشتم سزارین بودم و پسرم خیلی گریه میکرد مهمتر از همه شوهرم یه لیوان جابجا نمیکنه اگه بمیرم ازجاش تکون نمیخوره
ممنون میشم اگه برا شفای خواهرم دعا کنید
والا پسرم انقدر اذیتمون کرد که مامانم میگه اصلا دیگه بچه نمیخوای
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
ولی شوهرم خیلی کمک حاله دوران بارداری و بعدش که پسرم به دنیا اومد خیلی کمک حالم بود
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
دخترم 6 شهریور تولد سه سالگیشه من الان 8 ماهه باردارم نمیدونم والا فعلن ک راضیم تا ببینم بعد تولدش انشالا بازم راضی باشم یا ن مادرشوهرم کمکیمه
با تو ای همزاد! همدل! با توام بی باده مستم سر نپیچم هرگز از آن عهد و پیمانی که بستم❤
مادر شوهرم هم میگه بیار
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
دعا کنید دوشنبه دارم میرم یه دکتر دیگه اگه اون هم همین نظر رو بده باید اقدام کنم
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
سلام آهو جون
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

گل خواستگاری

awaaaaaaaa | 49 ثانیه پیش
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز