2777
2789
عنوان

حاملگی دوم

| مشاهده متن کامل بحث + 201 بازدید | 117 پست
پسرم شیر خشکیه
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

خب پس از شیر و از پوشک بگیر بعد خیلی به خدا سخته حرف زدنش راحته هاااااااااااااااا ولی سخته به خدا سخته یادم میاد گریه ام میگیره البته من کمکی نداشتم سزارین بودم و پسرم خیلی گریه میکرد مهمتر از همه شوهرم یه لیوان جابجا نمیکنه اگه بمیرم ازجاش تکون نمیخوره
ممنون میشم اگه برا شفای خواهرم دعا کنید
والا پسرم انقدر اذیتمون کرد که مامانم میگه اصلا دیگه بچه نمیخوای
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
ولی شوهرم خیلی کمک حاله دوران بارداری و بعدش که پسرم به دنیا اومد خیلی کمک حالم بود
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
دخترم 6 شهریور تولد سه سالگیشه من الان 8 ماهه باردارم نمیدونم والا فعلن ک راضیم تا ببینم بعد تولدش انشالا بازم راضی باشم یا ن مادرشوهرم کمکیمه
با تو ای همزاد! همدل! با توام بی باده مستم سر نپیچم هرگز از آن عهد و پیمانی که بستم❤
مادر شوهرم هم میگه بیار
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
دعا کنید دوشنبه دارم میرم یه دکتر دیگه اگه اون هم همین نظر رو بده باید اقدام کنم
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
سلام آهو جون
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ورم کلیه

karoooo | 6 ثانیه پیش
2834
2835
2108