با اینکه کلی پول بهش دادم و با من ب اینجایی ک هس رسید و تا قبلش ی ادم بی مصرف بی هیچی بود خودش بود و لباسای تنش الان با وجود من و پولایی ک دادم ماشین دار شد شرکت دار شد و ب جایی رسید کلی از استراحتم زدم وقت گذاشتم کار کردم همشو دادم ب این ولی تا ی چیزی میشه اصن عرضه نداره ارومم کنه .نهایت دو دقه میاد میحرفه بعد میگه ب درک ک ناراحتی .امشبم بحثمون شد من ساعت 12 رفتم اتاق بخوابم این تا ساعت 3 تو پذیرایی با گوشیش معلوم نیس چ غلطی میکرد ازش متنفرم نمیدونم چطو باد برخورد کنم
از اونی که روزی ده بار میگفت دورت بگردم چخبر؟! هنوز داره میگرده یا تو اولین خروجی پیچید به بازی؟!:) گاهی اوقات حسرتِ تکرار یک لحظه،دیوانه کنندهترین حس دنیاست🥲
ن دیگ بحثمون شده بود شام خوردیم بدون هیچ حرفی دگ رفتم اتاق دراز کشیدم اینم تا 3 با گوشیش بود معلوم نبود چیکا میکنه تا اون موقع شب 3 هم ک اومد اتاق براش پیام اومد ی ویبره رف
از اونی که روزی ده بار میگفت دورت بگردم چخبر؟! هنوز داره میگرده یا تو اولین خروجی پیچید به بازی؟!:) گاهی اوقات حسرتِ تکرار یک لحظه،دیوانه کنندهترین حس دنیاست🥲