تازه اونموقعه ام خودش با خبر شد من نگفتم بهش یادمه قرار بود بریم مشهد شبش که رفتیم خرید برای تو راهمون جواب از مایش رو از جیب مخفی پالتوم دراورد خودمم یادم نبود جواب رو کجا گذاشتم😂🤔ولی خب اونم دستش درد نکنه جواب اینکارم رو داد کل یک هفته مشهدمون که با مادرم اینا رفته بودیم و زهر مارم کرد الان که به دخترم نگاه میکنم از خودم بدم میاد😔😭چقدر من ظالم بودم که بخاطر اینکه سنم کم بود بچه نمیخواستم حاظرم کل زندگیم رو بدم برگردم به روزی که فهمیدم باردارم تا بجای ناراحتی با صدای بلند به همه بگم یکی تو وجودمه که حاظرم جونمو براش بدم الان اگه یکساعت با باباش بره بیرون من از دلتنگی دق میکنم بخدا