2777
2789
عنوان

دعوا

80 بازدید | 5 پست

دیروز با خواهر شوهرم دعوام شد . ما بعد ۱۱ سال بچه دار شدیم . شوهرم پسر اول خانوادس. البته خودمون بچه نخواستیم. از روزی که دخترم بدنیا اومده این خواهرشوهر بزرگم پدر مارو در آورده.اول که گفت شما از پس بچه برنمیاین ،شما نمیتونین واکسن بچه رو بزنین، پاشین بیاین کرج خونه ما . دو ماه من از شوهرم دور بودم و زندگی سختی داشتم . بعدش بچه م شد ۶ ماهش و برای اولین بار مریض شد و اسهال شد دوباره خانم شروع کرد که عرضه نداشتی از بچه نگهداری کنی ، بچه مریض شده ، حالا خودش دو تا بچه داره ، ۱۲ ماه سال رو مریضن. منم زدم به سیم آخر و هر چی از دهن در اومد گفتم بهش ، گفتم تو روانی و مریضی و ...

واسه چی باید دخالت کنه تو کار شما ؟ 

اصلا بهش اهمیت ندید

امروز برای امام زمانت صلوات فرستادی؟! 🙃🌿 میشه برای حاجت رواییم یه صلوات مهمونم کنی ؟! 😊❤.           تازه وارد نیستم کاربری سوممه 🙃

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

الان ک این حرفا زدی قبول داری، خالی که نشدی، هیچ بیشتر خودتو عذاب دادی؟؟ من ک این جورم هر وقت کسی رو ناراحت کنم بیشتر از اون انرژی منفی‌ش برمی گرده ب خودم، اون روزو دیگه اعصاب ندارم

الان ک این حرفا زدی قبول داری، خالی که نشدی، هیچ بیشتر خودتو عذاب دادی؟؟ من ک این جورم هر وقت کسی رو ...

آخه .۱۱ ساله طعنه میزد و تیکه میپروند ، اول که میگفت نازایی ، هر چی میگفتم بابا خودمون نمیخوایم بچه دار بشیم.منم همیشه با احترام و آرامش جواب میدادم. اینقدر آروم بودم که همیشه خودشون میگفتن تو خیلی خوبی و... خب باید سوءاستفاده کنن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792