2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چشامو که به این دنیا باز کردم مادر بالای سرم نبود

بعد چند ماه مامانم تونس بخاطر بیماری وسواس مرخص بشه

دوباره مریض شد رفت بیمارستان هشت ماه بیشتر شیر مادر نخوردم

مامانم پسر دوست داشت ینی دوست داشت بچه اولیش پسر باشه ولی من بودم یه دختر بخاطر همین مریض تر شد

همه میگفتن دخترت قشنگه همین باعث خوشحالی مامانم میشد

واقعا قشنگ بودم اقوام میگفتن تو فامیلاتون من از همشون قشنگترم چشام رنگی بودن

بزرگتر که شدم چاقو میره تو چشمم دعواها شروع میشه حتی بعضی وقتا مشغول دعوا بودن نمیومدن بیمارستان پیش من

با شش سال سن همه چیز یادمه پرستارا دستامو میبستن که از رو تخت نرم پایین سرم داد میزدن که تکون نخورم

حالا دختری که میگفتن خیلی خوشگله الان یه دختر قشنگ نیس یه دختر که چشاش اصلا دیگه انگار سبز رنگ نیس صورتی که قبلا سفید بود الان انگار سیاه شده چشامم که تو آفتاب بسته میشه بخاطر ضربه ای که خورده توچشمم


دختری پر از درد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز