2777
2789
قشنگم ازت خواهش میکنم اعتماد به نفس داشته باش..طوری رفتار کن پیش اونا که انگار همون خونه کوچیک برات ...

خیلی ممنونم از راهنماییت

من اعتماد بنفسم بالاست ولی نمیدونم چرا ب این چیزا فکر میکنم و استرس میگیرم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بعد چی شد

۱ هفتس اومدم خونه مامانم صبح تاشب گریه.اونم اونور میخنده بهم:) 

This is a new life🫀🎶                                                  . ... من اونی‌ام که از زندگیش میشه سریال درام ساخت.سنم زیادنیست ولی تجربه‌های بد و خوبم اندازه‌ی یه پیزرنه کهنه ساله😅تااینجای زندگی و بعد از افسردگی حاد و رسیدن به خوشبختی و حس خوبِ ساختگی و هزاران چیزدیگه فهمیدم همه‌چیو به شوخی بگیر و فقط ردشو.رد شو! خب؟ چه خوب چه بد فقط رد شو از همچی! این یکی از راهای دور زدنِ زندگیه🤫اگه تااینجا بیومو خوندی ینی به حرفام نیازداشتی.قوی باش همین رفیق💜
نکش، شما اونجا بزرگ شدی تربیت شدی پس کسی ک شمارو میپسنده محیط زندگیتون رو هم علاوه بر اون اجازه نده ...

درسته🙏من همیشه درباره این چیزا مشکلی ندارم اما نمیدونم چرا یهو حس کردم زشت هس

مهم  مبل نیس خودتی هیچ وقت ازبابات جلوشون بدنگویاحتی همون آقابگوبهترین بابات  

نمیشه عزیزم پدرم روانیه مشکل داره. مفصله نمیشه توضیح داد غم دنیا تو دلمه بخاطر داشتن همچین پدری ک همیشه تاکید میکنه من دوستت ندارم و ..

This is a new life🫀🎶                                                  . ... من اونی‌ام که از زندگیش میشه سریال درام ساخت.سنم زیادنیست ولی تجربه‌های بد و خوبم اندازه‌ی یه پیزرنه کهنه ساله😅تااینجای زندگی و بعد از افسردگی حاد و رسیدن به خوشبختی و حس خوبِ ساختگی و هزاران چیزدیگه فهمیدم همه‌چیو به شوخی بگیر و فقط ردشو.رد شو! خب؟ چه خوب چه بد فقط رد شو از همچی! این یکی از راهای دور زدنِ زندگیه🤫اگه تااینجا بیومو خوندی ینی به حرفام نیازداشتی.قوی باش همین رفیق💜
نیومدن؟🥺

نه💔

This is a new life🫀🎶                                                  . ... من اونی‌ام که از زندگیش میشه سریال درام ساخت.سنم زیادنیست ولی تجربه‌های بد و خوبم اندازه‌ی یه پیزرنه کهنه ساله😅تااینجای زندگی و بعد از افسردگی حاد و رسیدن به خوشبختی و حس خوبِ ساختگی و هزاران چیزدیگه فهمیدم همه‌چیو به شوخی بگیر و فقط ردشو.رد شو! خب؟ چه خوب چه بد فقط رد شو از همچی! این یکی از راهای دور زدنِ زندگیه🤫اگه تااینجا بیومو خوندی ینی به حرفام نیازداشتی.قوی باش همین رفیق💜

از همین الان مثل یه پرنسس رفتار کن که نشون بدی پدرت برات هیچی کم نذاشته.

خیلیا هستن خونه و باغ و ویلا دارن ولی وقتی میرن سر زندگی معلوم میشه هیچی نداشتن جز پول

خوشبخت بشی عزیزم♥️

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
اخرش؟

هیچی ب هیچی

This is a new life🫀🎶                                                  . ... من اونی‌ام که از زندگیش میشه سریال درام ساخت.سنم زیادنیست ولی تجربه‌های بد و خوبم اندازه‌ی یه پیزرنه کهنه ساله😅تااینجای زندگی و بعد از افسردگی حاد و رسیدن به خوشبختی و حس خوبِ ساختگی و هزاران چیزدیگه فهمیدم همه‌چیو به شوخی بگیر و فقط ردشو.رد شو! خب؟ چه خوب چه بد فقط رد شو از همچی! این یکی از راهای دور زدنِ زندگیه🤫اگه تااینجا بیومو خوندی ینی به حرفام نیازداشتی.قوی باش همین رفیق💜
گفتن ردشون کن ادمی که شعور و شخصیت نداره رو میتونی به عنوان فامیل قبول کنی؟

ب هیچ عنوان نه

هرچند ک همچین ادمایی نیستن و مثل ما خاکی هستن اما بلاخره از دو فرهنگ متفاوت هستیم همه این چیزارو در نظر گرفتم

هیچی ب هیچی

💔

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
به خودت افتخار کن و خودت باش ، اگر میخوادت باید هرطور که هستی بخواد ، از خودتون خجالت نکش اگر که خان ...

ما خیلی خون گرمیم خیلی ها بلاخره حتما شنیدی میگن جنوبیا خوش اخلاق و خون گرم هستن حالا نمیخوام تعریف کنم اما خوانوادم بسیار مهمون نواز و خاکی هستن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز