نمیدونم واقعا چرا همچین میکنن
دیروز سر روستا رفتن من گفتم شما برید من نمیتونم یکم سر سوزن منو درک بکنید درس دارم کنکور دارم
اونام نرفتن
حالا سر شام من رفتم نشستم بابام اومده میگه مگه تو درس نداری
الانم ساعت یک خوابیدم ۴ اذان گفته مامانم هی صدا میکنه آخرش میگه پامیشی یا نه بزور گفتم نه میگه فقط اسم روستا و بیرون رفتن میشه درس داری نه