اره عزیزم دقیقاااااا
دیروز دوسه بار پیام داد ک نمیخوای برگردی؟ وباحالت طلبکارانه بازبرگشت گفت قرارنیس توشناسنامه پاره کنی و بعدبیوفتی ی روزعکاسی ی روز ثبت احوال،منم نتونم دهن بازکنم...ازاین چرت وپرتا گفت
بعدشم گف من بخاطر دوس داشتنم میگم برگرد سرخونه زندگیت...
منم گفتم دلیلی نداره دیگ برگردم...
وگفت اگ تصمیمت وگرفتی حرفی ندارم...
جمع کرد رف خونه مامانش دیشب
ولی خب ته دلم بازمیخوام برگردم چراانقد بدبختم