من بابام اهل تهران و مامانم زنجان
بابام بعد عروسی اومد زنجان زندگی کردن،همه فامیلای بابام تهران هستن، منو و پسر عمم عاشق هم شدیم واومد خواستگاری بابام ۷ سال مخالفت کرد تنها دلیلش دور بودن شهر ها بود بعد ۷ سال موافقت کرد پسرعمم اومد زنجان کلا واسه زندگی کردن از طرفی مادرشوهرم خیلی به شوهرم وابسته بود اومدن زنجان بعد برادر شوهرم عاشق یه دختر ترک شد داداشم با خواهر شوهرم ازدواج کرد دوست صمیمی شوهرم با ابجیم همگی تو یه روز ازدواج کردیم الان همگی هم تو یه ساختمونیم😆
ولی جدا از شوخی من از انتخابم راضیم
ولی اینکه میگی ۱۵ روز سر کار ۱۵ روز خونه شاید یخورده سخت باشه باید همه چیز رو سبک سنگین بکنی