من عقدم به اختلاف خوردیم و ده روز همسرم رفت و ازش خبری نداشتم و چون چندمین بار بود مادرم گفت طلاق ولی خودم بهش زنگ زدم که بیا حرف بزنیم مشکلمونو حل کنیم ولی زیربار نرفت
گفتم خب پس اعلام کن طلاق گفت نه من اعلام نمیکنم که تقصیرمن بیوفته
بعدش اومدن خونه ما با خانوادش از بس از من جلوی خانوادش بد گفتن مادرم گفت پس چرا آنقدر اصرار داشتی عقد کنید جوابی نداشت و پرسید آنقدر که از دختر من پیشتون بد گفته آیا تاحالا خوبیاشو گفته که خانوادش گفتن نه تاحالا خوبی نگفته
و پسره به من نگاه کرد گفت تو در حق من چه خوبی کردی جز اینکه عطر خریدی !!
من خیلی غرورم شکست خیلی
و خانواده ها گفتن بریم مشاور تا اون بگه ادامه به صلاحه یا نه
نظرتون چیه بعد گفتن این حرفا اصلا دیگه نیاز به مشاور رفتن هست؟؟