پنج ماهه عقد کردیم منو هیچ جا نبرده همش میبره خونه خودشون که حمالیشون کنم تا حالا یه تیکه از لباساش کثیف نبوده همیشه جارو ظرف لباس آشپزی اخرشم به مامانم گفته هیچکاری نمیکنه تنبله😭 مامانمم کلی باهام دعوا کرده هیچکس حرفم باور نمیکنه تا حالا هم چند بار چت هاش با دخترا دیدم حتی دخترخالع خودم دیگه بریدم انگاری زندانیشم فقط چند روز پیش منو برد گردش الکی دعوا راه انداخت کلی کتکم زد برم گردوند خونه خودشم رفت خونه خودشون دیگه کلافع شدم بریدم از خانواده خودم و اون😭 تا الان هم به خانوادش همه احترامی گزاشتم بعد خواهر بزرگش رفته پیش جاریم غیبت کردن گفتن فلانی ینی( شوهرم) عجله کرده اینو گرفته اون جاریم اقوامشونه من غریبم خووهرشم گفته غریب خوب نیس اقوام خیلی خوبه اخه من چیکارتون کردم که اینجور میکنین همه کاری هم براشون کردم اهرم این دست مزدم شوهرمم میگه حتما خودت یه چیزی گفتی که غیبتت کردن من بجز سلام دیگه باهاشون همکلام نمیشم کلافم کردن😭😭😭😭
بدتر از خانواده شوهرت مادرته ک همچنین دختر ضعیفی تربیت کرده و میزنه تو سرش ب خاطر تربیت اشتباه خودش& ...
فقط خفت میده همین یا منو با بقیه مقایسه میکنه میگم رفتن غیبتم کردن اذیتم میکنن مامانم میگه بع تو چه بشین زندگیت بکن😭 خدایااا چیکار کنم اخه از بس گریه کردم چشمام شده کاسه خون میسوزه😭