قرار بود بریم باغ پدر شوهرم قزوین اطلاع دادن که چند روزه داره زلزله میاد ،شدتش زیاد نیست ولی من نوزاد دارم واسه همین ترسیدم و نرفتم و شوهرم قهر کرده، شما بودین میرفتین؟
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
والا بخدا ،گیری کردیم، موقع بارداریم من نرفتم باغ پدرش وااای مادرشوهرم نمیدونی چه کرد آخه مگه واجبه& ...
موقع بارداری اصلن خطرناکه سفر
آشنای ما دور از جون شما باردار بود با یه تصادف کوچیک فوت شد خودش و هم بچه اش و شوهرشم به سال نکشیده زن گرفت رفت الان سالهای ساله مادر و پدره هر هفته سر مزارشن عین روز اول یعنی هر کی می بینشون دلش کباب میشه
واقعا اذیت میشم، بچم خیلی نق میزنه کلا همکاری نمیکنه اصلا و خیلی توی سفر اذیت میشم ولی کسی درک نمیکن ...
بپیچونشون اینا رو هر کاری کنی آخرش یه حرفی دارن برای گله گذاری بعد هم به روی خودت نیار و نه به کاراشون فکر کن وقتی بهشون هی فکر کنی یه دعوایی ازش در میاد فک کن روح اند ! دوری و دوستی احتراما هم سر جاشه
کلن سفر برای زن باردار خطرناکه ماه آخر بارداریم کسی نبود بگه آخه عقل نداری دختر ! با شوهرم رفتیم یه شهر دیگه خونه ی خواهر شوهرم درد زایمانام شروع شد سزارینی هم بودم چنان درد شدیدی می گرفتم فرداش که برگشتیم هم توی راه توی بیابون ماشینمون خراب شد یعنی خدا به من و بچه ام رحم کرد
بخدا روی مخم میرن، یه کاری میکنن عذاب وجدان میگیرم که نرفتم، همش فکر میکنم اونا راست میگن من بلد نیس ...
اصلش زندگی خودت و بچه ها و شوهرته بقیه همه حاشیه و سیاهی لشکرن فکرتو درگیر هیچی نکن با دوستان مروت با دشمنان مدارا همیشه حفظ ظاهر کن هیچی نگو که روشون باز نشه