من الان یه دختر ۱۸ سالم و خیلی طول کشید تا بفهمم
بابام هیچ وقت با داییم خوب نمیشه
حرفای خانواده پدری نباید برام مهم باشه
ولی بالاخره فهمیدم اگه خودمو عوض کنم همه چی درست میشه
پس توبه کردم
الان سه ماهه بابام باهام حرف نمیزنه ولی دیگه دوستش دارم
برام مهم نیس اون دوستم داره یا نه ولی من دوستش دارم
دیگه سعی میکنم پرخاشگر نباشم
و گذشتمو فراموش کنمو آیندمو بسازم
و از اون جهنمی که برا خودم ساخته بودم نجات پیدا کنم
فهمیدم حرفای بابام درست بود
من روش زندگی کردنو بلد نبودم .........
پایان