2777
2789
عنوان

لحظه ی عمل مادرم کل ستون هام شکست

347 بازدید | 12 پست

آسه میومدم آسه می رفتم سرکار شاغل بودم این همه سال اصلا نمیدونستم چجور غذا درست شده چجور خونه تمیز شده چجور همه چی ردیف شده 

مادرم یک تنه تموم کارها رو انجام میداد ... 

مشکلی برای مادرم پیش اومد عمل کرد و یک ماه استراحت مطلق 

با وجود اینکه شاغلم صبح تا غروب سر کارم کل کارهای خونه ریخته روم . آشپزی‌ تمیزی و.... اونجاست که فهمیدم چی سرم اومده  . اینجاست که فهمیدم چه گنج نایابی داشتم از ۸ صبح تا ۱ شب ضجه میزنم کارمیکنم سرکار و منزل


اون موقع مادرم بردن اتاق عمل کل ستون های پشتم شکست ده بار مردم و زنده شدم مجدد . 

اونجا بود فهمیدم چقدر قدر نشناس بودم . 

اونجا بود فهمیدم کسانی که مادر ندارن داغ سنگینی رو تجربه کردن

‌ تو بر نمی گردی...وَ این غمگین ترین شعر جهان است!که ترجمه نمی شود ؛یعنی تو را به هیچ زبانی نمی توان برگرداند؟!

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

باشه ولی این همه آدم شاغلن و کار میکنن دیگه گریه و زاری نداره که 

حتی دانشجو های ۱۸_۱۹ ساله هم کار میکنن و درس میخونن و خونه مستقل دارن


فعلا خودتون یه بیو خفن تصور کنید تا یه چیزی به ذهنم برسه     

انشالله که خدا شفاشون بده دوباره سلامت و شاد باشن

منم دو هفته ای میشه مامانم دستش به شدت درد میکنه در حدی که یک لیوان نمیتونه بشوره

همه کارا افتاده روی دوش من با دوتا خواهر برادر مدرسه ای

منم تازه متوجه شدم مامانم چه کارا که نمیکرده و ما فقط استفاده میکردیم

اون روز پشت در اتاق عمل فهمیدم جز مادر بی کس ترینم . 

مرگ خود را با چشمانم دیدم . 

چقدر پیش برادرم سعی کردم خودمو نشکنم اما دیگه در خلوت نتونستم 

مادر من برام فقط مادری نکرده بلکه پدری کرده

‌ تو بر نمی گردی...وَ این غمگین ترین شعر جهان است!که ترجمه نمی شود ؛یعنی تو را به هیچ زبانی نمی توان برگرداند؟!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز