آنقدر بهم ظلم کرده آنقدر بدی کرده به اندازه موهای سرم هروز سردردم از دستش فک نمیکنم هیچ مردی انقدررررررر ظالم و بیخود بیشعور باشه که این هست
خسیسه آنقدر ک من غذا میپزم میگه باز رفت سر گاز باز میخواد غذا درست کنه مثلا دیشب غذا پختم این اومده نون و ماست خورد ک صرفه جویی بشه غذا بمونه برای فردا بچمون مریض میشه ی لحظه نفرین کردن از دهنش ب بچه تب دار مریضم نمیفته فقط داد میزنم و میگه باز باید ببرمش دکتر پولامو حروم کنم انقدرم پولداره ک میتونه ی زندگی خوب برامون بسازه ولی نمیکنه ......اکثر اوقات تو خونس میخوام ی بادمجون پوست بگیرم میاد بالا سرم وایمیسته میگه چرا از ته پوست گرفتی و بهانه های الکی دیشب بچمو بردیم دکتر گفتم برو ی وسیله ک ضروری بود ده تومن بیشتر نبود گفتم منو ببر بخرم گفت همین ک نونتو نو میارم خداروشکر کن من پول اضافی ندارم😞