ازدواج دوممه تازه ازدواج کردیم ولی یه سال تقریبا زیرنظر خانواده ها باهم در مرحله آشنایی بودیم
دیروز عصر زنگ زد که پاشو دخترمون رو بردار ببر بگردون ویه پارکی ببر که حوصلش سرنره دخترم از ازدواج اولمه
منم پاشدم رفتیم با دخترم بیرون و گشتیم وموقع برگشت اومدم خونه دیدم فامیل رو دعوت کرده خانواده من و خودش رو دعوت کرده و کیک و کادو وتدارک شام دیده نگو سالگرد آشناییمون بوده دیروز واسم یه جشن عالی گرفت هنوزم تو شکم که حتی تدارک شام هم دیده بود و همه چی عالی بود
جلو همه دستمو بوسید و گف دوستت دارم😍
خیلی عالی بود🙂