بخاطر سندروم داون پسر چهارماهم رو اسفند سقط کردم تو بیمارستان و با درد وحشتناک، یک هفته بستری بودم، رنج و غم از دست دادن یک طرف، اینکه میگن گناه کردم غلط کردم دره رحمت خدارو بستم، دره روزی و برکت رو بستم، گناه سنگینی رو دوشمه، خدا خواسته داده حالا مریص داده باید دنیا میاوردیش، نطفه بسته بشه نباید دیگه سقط کرد حالا بچه هر چی باشه، حتی باعث حرج هم میشد باید دنیا میاوردیش، و خیلی حرفای دیگه ک رنج و دردم رو آنقدر بیشتر کرده ک فکر میکنم ی آدم کثیف و بدم، درد و رنج این افکار حسارو چ کنم 😔