داشتم میرم کلاس ریاضی کلاه سرم بود شال هم زیر کلاه سرم بود اومد بهم سیلی زد پرت کرد منو تو اتاق گفت نمیخوام بری ناپدریم این کار رو کرد آخه مک چیکار کردم
از مامانم هم متنفرم کاشی بمیره همش ازش طرفداری میکنه منم اوردن تو یه شهر غریب که هیچکس نیست به دادم برسه هیچکسی رو ندارم دیگه نمیتونم تحمل کنم به بابام بگید برگرده اون نیست زندگیم جهنم شده تروخدا بگید برگرده😭
ببخشید آخه کسی رو ندارم باهاش درد دل کنم ببخشید ناراحتتون مردم