سلام.. خیلی دلم از همسرم و از زندگیم گرفته.. کافیه باهمسرم بحثی داشته باشیم تمام خیانت ها و کثافت کاریاش میاد میاد تو ذهنم باز افسرده میشم.. یه مدت خوبم یه مدت داغون از نظر روحی... چقد دلم میخواد انقد جسارت داشتم بیخیال همه چی بشم برم یه جا گم و گور بشم
پارسال گذاشتم رفتم.. ولی اومد ب غلط کردن افتاد نمیخواستم برگردم همه حق و حقوق قانونی رو هم بهم بخشید برگشتم بخاطر پدرو مادرم... موندم تا کی بخاطر پدرو مادرم باید بمونم دم نزنم