کار نسبتا خوب در ایران داشتن یا مهاجرت و یه کار نسبتا خوب در کشور دیگه ولی بالاخره حداقل سه سال چهار سال زمان میبره به شرایط پایدار اونجا برسی و اینکه نمیدونم از لطاظ روانی تحمل میکنم، ضمن اینکه ۳۳ سالمه؟
اینو دیگه خودتون میدونین بله درسته تنهایی سخته واقعاً اینکه پول جمع کنید تو ایرانم سخت تره&nb ...
بابت شغل اونجا مشکلی ندارم، شاید درآمدم بیشتر باشه، ولی یکی اینکه توی این سن از لحاظ روانی بهم بریزم گرچه قبلا مستقل زندگی کردم ولی بالاخره کشور خودم بودم، ولی من تنها دارم میرم ، ضمن اینکه روندی که واسه مهاجرت دارم طی میکنم واقعا سخته اصلا فکرشو نمیکردم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بابت شغل اونجا مشکلی ندارم، شاید درآمدم بیشتر باشه، ولی یکی اینکه توی این سن از لحاظ روانی بهم بریزم ...
به هر حال مهاجرت یه اتفاق بزرگیه که هرکسی نمیتونه از پسش بر بیاد مخصوصا تنهایی ما انجامش دادیم ولی خب زن و شوهریم نمیدونم اگه تنها بودم اینکار برام شدنی بود یا نه
چنان دل بسته ام کردیکه با چشم خودم دیدم خودم میرفتم اماسایه ام با من نمی آمد!
از نظر شغلی ک بله باید اونجا ب ی پایداری نسبی برسی تا کارت درامد خوبی داشته باشه از نظر روحی و روانی اگه ادم زیاد احساساتی ای نیستی و فک میکنی میتونی خاطراتی ک اینجا ساختیو فراموش کنی و دلتنگ نشی برو البته کشور مقصد هم مهمه ک چی باشه
تبریک
1
5
10
15
20
25
30
35
40
تیکر تولدمه و خدا دوباره تورا جمع و جور خواهد کرد؛چنان که گویی هرگز از هم نپاشیده بودی.🎑رنج آدم را نمی کشد، بی معنایی میکشد.نیچه به ما میگوید اگر چرای زندگیمان را پیدا کنیم هر درد میتواند بخش رشد و شکل گیری مان شود؛رنج تبدیل به آینه ای برای دیدن خود واقعی میشود؛شاید معنا ساختنی است، از زخمها و روزهای سخت.🦋سرنوشت این است که هیچگاه نمیتوانم به گذشته برگردم تا اتفاقات رخ داده را عوض کنم، ولی دستکم میتوانم تکلیف زمان حال را مشخص کنم و آیندهای جدید بسازم.باید به جایگاهی برسم که کوچکترین حسرتی از روزهای گذشتهام نداشته باشم!💌روی هیچکس حساب باز نکنیدوقتی پا به تاریکی میگذاریدسایه ی خودتان هم شما را ترک میکند...✒️اگه از من بپرسی، می گم تموم پختگی ها و بالغ شدنا از یک جدایی شروع می شه؛ جدا شدن از یک عشق، جدا شدن از یک امنیت، جدا شدن از یک قدرت، جدا شدن از یک وابستگی، جدا شدن از هرچیزی که فکر می کنی بدون اون پوچ می شی. جدایی ها اتفاق می افتن تا بهت یاد بدن که بدون هیچ چیز پوچ نمی شی. تا یاد بگیری تو فرا تر از اتفاقات بد زندگیت هستی، و همیشه چیزایی هستن که بهت معنا بدن. تا تجربه کنی و قوی تر بشی. تا خودتو پیدا کنی و بدونی همیشه راه هایی هستن که انتظار قدمات رو می کشن و دنیات اونقدر بزرگ هست که تو چهارتا اتفاق بد خلاصه نشه.💛