من عمم در مورد مامانم کلی بد میگفت، منم خیلی بچه بودم یادمه خیلی از مامانم بدم میومد
یادم نمیاد از کی شروع کرد تازمانی که ۱۳-۱۴ سالم بود یبار با گریه بهش گفتم مامانمه دیگه بدش رو بهم نگو ناراحت میشم.
هم خودتون نگید هم نزارید اطرافیان اینکارو انجام بدن
الان ک ب اون موقع ها فکر میکنم خیییلیییی از دستش ناراحت میشم، بهم میگفت ب کسی نگو
هنوزم بهم میگه یادته بچه بودی ولی چقد رازدار بودی؟ فکر کردن ب رازداری ی بچه ک چیزی از راز نمیدونه واسم ناراحت کنندست