قضیه اینه که یه دوست فوق العاده علاف و پررو و بیکار و بی عار و... داره که هر از گاهی پا میشه از یه شهر دیگه میاد چن روزی آویزونه بعدش میره. من خیلی ازش بدم میاد و مخالف اومدنشم. هر سری هم با اومدنش یه ضرر میزنه که کمترینش تعطیل شدن کار شوهرمه. این سری که علیرغم مخالفت من اومده رفتن استادیوم و گوشی شوهرمو زدن. خیلی هم دستش تنگه. این در حالیه که اگه اون آشغال مخشو نمیزد عمرا نمیرفت استادیوم و مث آدم میرفت سر کارش. امیدوارم درس بگیره و به چشم ببینه این موجود فقط ضرره. خیلی خوشحالم کاش ماشینشو میزدن