سلام دوستان 15ساله ازدواج کردم شوهرم همش بیکاربود و انگشترم وفروختم کار راه انداخت، نه بیمه ای نه چیزی، تنها پسر خانواده است، و وصع خیلی خوبی. دارن درحالی که من 7 ساله توخونه مامانم زندگی میکنم که تنها داراییشه امروز فهمیدم رفتن یه ویلا شمال خریدن براتفریحشون قلبم درد گرفت اشکم بندنمیاد
مردم به ارزوهاشون جامه ی عمل می پوشونن ،من حـتــی نتــونـستـم یه شورت پاش کنمـ🖤 از لحاظ روحــے احتیاج دارم بعضی فامیلارو انفـامیل کنم.**دیگه تو سن کم انقدر خراب نباشید بخدا دنیا اونقدراهم کوتاه نیس!!!!**کاش دلیل چت نکــردنت با من ڣـڶج شدنت باشه(:** +دلم واست تنگ شده میخوام برگردیم به اون روزا - اون روزا دیگه شب شده؛/شبت بخیر عزیزم): دانلود یکی که این روزا جــــام زندگـــی کنه💻..یه سری از تاپیکام درمورد دخترخالمه که قبلا راجبش توضیح دادم💙
خیلی ارزش داره چرا پولش و برای آسایش زنش که تو سختی بوده خرج نمیکنه واقعا دلم نمیخواد به شوهرم هییییچ کمکی بکنم الان دومین تاپیک اعصاب خورد کنی بود لیاقت ندارن بعضی مردها آدم زورش میااااد واقعا
اکثرا اینجوره که هرچقدر خدمات بدی و فداکاری کنی به مرور تبدیل به وظیفه میشه و دیده نمیشه ،پس از اولش نباید خونه مامانتون میرفتین ولی حالا که شده دیگه ناراحتی نکن شمام برین ویلاشون استفاده کنین ،خوش بگذرونین