با پسری ۶سال در ارتباط بودیم قصدش باهام ازدواج بود خانواده من میدونستن خانواده اونم میدونستن ولی خوانوادش الکی مخالف بودن هی بهم گفت صبر کن من راضیشون میکنم و ۶سال شد همه خواستگارام رد کردم ب خاطرش.هر بار فرصت دادم ولی باز خبری از خواستگاری اومدن نشد
این دفعه دیگه جدی باهاش حرف زدم بهم گفت زبونم مو دراورده از بس بهشون گفتم چیکار کنم دیگه؟؟
منم گفتم از من میپرسی خب باید راضیشون کنی گفت حالا شب باز ب مامانم میپرسم ببینم میخان چیکار کنن با بغض باهاش خدافظی کردم و گفتم باشه
حالا الان ۱ماهه رفته تا بیاد بگه مامانش چی گفته حتی ی پیامم نداد حالم بپرسه منم دیگه قید این رابطه رو زدم با این ک دارم میمیرم
حالا به نظرتون پیامش بدم بگم( ۱ماه شد تا بری با مامانت صحبت کنی و خبری ازت نشد خداحافظ...)؟؟هر چی فکر میکنم مگه میشه این چند سال و بدون حتی خدافظی تموم کرد حداقل مث مرد میگفت نشده حلالم کن