سلام تو دوران دوستی یک ماه باهم قهر بودیم که تو این مدت من فهمیدم با یه زن که ۱۱سال ازش بزگتره دوست بوده دوسال پیش و اون یک ماه هم با اون بود بعدش اومد اشتی منم که نفهم اشتی کردم بعد که توضیح داد اول با دختره اون زن دوست شده بعد زنه دعوتش کرده خونش به بهانه سوپرایز تولد برا دخترش و بقیشم که معلومه چیشده که چند ماه صیغه بودن گفت زنه تهدیدم میکرده مجبور شدم اون یک ماهو برم
بعد ها تو چتاش با دوستاش فهمیدم با چند نفر دوست شده دوست دختر قبل از من هم قطعی بوده برا ازدواج ولی همون زنه رفته عکسای...رو بهش فرستاده اونم کات کرده
خلاصه اینکه اینا همه گذشت منم با تفکر روشنفکرانه ی هرکسی یه گذشته ای داره و بخودش مربوطع و... باهاش ازدواج کردم الان ۳سال گذشته با اینکه همسرم خیلی دوستم داره و ازش مطمینم ولی همچنان این موضوع ازارم میده وقتایی که چتاش با دوستاش که یادش رفته پاک کنه رو میخونم کلی عذاب میکشم نمیتونمم به کسی بگم میدونم مقصر خودمم که همون اول نبایدبرمیگشتم تو رابطه نمیدونم چیکار کنم برم مشاوره یا چی