تاپیک قبلیمم هست، گفتم حاملم و شوهرم مسخره بازیش گل کردا و تنها میخوابه،بدون اینکه بامن مشکل داشته باشه. منم دیگه اعصابم بهم ریخته چندروزه اعتناش نمیکنم.
امشب رفتم میگم شعورت نمیکشه زن حامله تنها نخوابه، میترسم، خو پاشو بیا اینور(مهربون نگفتم ،که بگید چرا منتشو کشیدی، با ناراحتی گفتم) ،اونم گفت نمیام اینور راحتم.
نه که پدرش یادداده، از بس که ندیده نمدونه باید چیکار کنه، همچین مادر و پدرایی رو باید اعدام کرد که کشتن خودشونو با بچه تربیت کردنشون، وگرنه که شوهر من ادم خوبیه ولی انقدر کم توجهی دیده تو خونه الان نمیتونه مشکلات ذهنیشو مدریت کنه و اینطوری میشه
چرا دوست نداره بچه دار بشین خودت برو کنارش، بخواب سرت رو بزار رو سینش، خودت رو براش، لوس کن بگو دلم ...
والا خودش خاست ،من تا خودش نخاست هیچوقت نگفتم،
محل نمیده وقتی تو این حالته، امتحان کردم، حتی الان تو سالن بود وقتی از سرکار اومد، من رفتم دوش گرفتم اومدم تو سالن رو مبل اون زود پاشد رفت تو اتاق. برو بدرک اصلا
نه که پدرش یادداده، از بس که ندیده نمدونه باید چیکار کنه، همچین مادر و پدرایی رو باید اعدام کرد که ک ...
عزیزم الان به خاطرمسائل اقتصادی مرداحوصله ندارن من که خودم سرپرستم هم پدرم هم مادر اعصابم به هم ریخته ی مرداهم همینطورن .ناراحت نشو.البته اونم بایدشرایطتودرک کنه که نمیکنه بیخیال باش عزیزم پیله ش نباش خودش میادطرفت.برای نی نی تم خوب نیست ناراحتی
نگران نباش تو هم خدایی داری خودت رو اذیت نکن بخاطر بچه یاد بهش اهمیت نده باهاش حرف نزن نگاشم نکن مرد ...
کوش این خداااا، خستم تنهام، حفظ ظاهر جلو خانوادم داره خفم میکنه.... منه باردار باید انقدر غصه بخورم و گریه کنم و تو خودم بریزم، خو بیا بتمرگ اینور ولی ناراحت باش از هرچی که ناراحتی، بمنچه تو از یجا دیگه دلت گرفته باید منو بچزونی