سلام دوستان بنظر شما کسی ک سن ازدواج بالا رفته و الان ۳۳سالشه و از طرفی بیماری سلیاک داره ک علاج نداره .با شخصی ک ازدواج کرده و طلاق گرفته و یک بچه ۴و۵ ساله داره و اصلا هم هیچ وقت دوست نداشته همچنین ازدواج هایی داشته باشه و ازطرفی تو فامیل کسی نمیدونه از بیماریش الان همچنین ازدواجی کنه همه چپ چپ نگاش میکنن و کلی حرف میشنوه خودم میگم نمیشه تحمل کرد. ولی اون یک شکست خورده و منم یک بیماری لاعلاج . نظرشماچیه دوستان
فقط مادرم گفتن اگه ادم خوبیه اشکال نداره . داداشم میگه تا با بچش میتونی کنار بیایی و اینکه خیلی ها بهت میگن این ک ازدواج کرده بود و بچه داره اگه اینا رو میتونی تحمل کنی و بد اذیتت نمیکنه ک رو زندگیت اثر بزاره .... بهم گفته فکر کن درباره اینا
بله مهمه و نمیتونم باهاشون کنار بیام هرچی فکر میکنم. مشکل خودمم قوز بالا قوزه . مگه تن بدم ب چیزی ک برخلاف میلمه و بدم چطور تحملش کنم نمیتونم . غصه و بیماری مادرم بخاطر غم من از دردلاعلاج خودم بدتره برام