2777
2789

سلام من یه دختر ۲۵ ساله هستم و مجردم 

از بچگی تاحالا مشکلات زیادی رو پشت سر گذاشتم توی خانواده از جمله اعتیاد اعضای خانواده افسردگی و اختلاف والدین و ...

الانم ۵ ساله داروی اعصاب مصرف میکنم

من تک فرزندم و ب خاطر مشکلاتم تا این سن با کسی صمیمی نشدم  و هیچ دوستی ندارم بتونم راحت باهاش درد دل کنم حتی فامیل یا پدر مادر چون زیاد راحت نیستم باهاشون اونا هم هر دو مریضن و داروی اعصاب مصرف میکنن دوز بالا

من تا حالا خواستگاری نداشتم توی دانشگاه یا فضای مجازی پیشنهاداتی بوده اما یکی دو هفته باهاشون بودم و بعد کات...چون فهمیدم قصدشون چیه

و دو سه سالی بود ک تو خونه بودم و نه کسی منو میدید و من کسیو و همه تمرکزمو گذاشتم روی درسام و شروع کردم برای کنکور ارشد بخونم اما یه مشکلاتی از طرف دانشگاه پیش اومد ک فهمیدم نمیتونم کنکور بدم چون امسال فارغ التحصيل نمیشم

شما فک کن تنها امیدم رو هم از دست دادم

تا اینکه ۱۵ فرودینتوی گروه دانشگاه...

هستید بگم؟؟؟؟

نازنین هستم 🙋‍♀️عاشق حیوانات مخصوصا گربه ها🐈🐱عضو ۸ساله ی سایت و کوچیک همگی😁👋🏻

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اتفاقی یه پیام دیدم از طرف یه پسری ک ترم بالایی بود ب گفته خودش اون روزا دانشجو ها میدونن دقیقا وسط بهبوهه حضوری شدن یا نشدن بود من چون درسم از ۸ ترم طولانی تر شده بهم خوابگاه نمیدادن و داشتم سکته میکردم ک چجوری بدون خوابگاه برم شهر غریب

و رفتم پی وی این اقا

نازنین هستم 🙋‍♀️عاشق حیوانات مخصوصا گربه ها🐈🐱عضو ۸ساله ی سایت و کوچیک همگی😁👋🏻

ایشون گفتن ترم ۱۱ هستن و گفتن نگران نباش حضوری نمیشه و ...یکم بهم دلگرمی داد خلاصه (من اصلا ایشونو ندیده بودم

منم چون تقریبا هم ترم ایشون بودم خوشحال شدم یکی شبیه خودمو پیدا کردم

خلاصه هر خبری میشد از حضوری شدن یا نشدن بهم می‌گفتیم تو اون چن روز.توی گروه دانشگاه هم با بچه های دیگ صحبت میکردیم تا اینکه با هف ۸ نفر ک زیاد صحبت میکردیم گفتیم یه گروه بزنیم منم ب ایم آقا گفت اگ دوس داری بیا گروه ما اونجا چت کنیم

نازنین هستم 🙋‍♀️عاشق حیوانات مخصوصا گربه ها🐈🐱عضو ۸ساله ی سایت و کوچیک همگی😁👋🏻

دیگ هر روز تو اون گروه با هم حرف میزدیمو کم کم انقد صمیمی شدیم با همون هف ۸ نفر  ک زنگ میزدیم حرف میزدیم و می‌گفتیم میخندیدم

این وسطا فهمیدم این آقا از مت خوشش اومده چون منم بدم نیومده بود حس میکردم یه کم شبیه هم هستیم

اما اوایل بخش رو نمی‌دادم

فقط چن تا عکس ازش دیده بودم اونم همینطور

نازنین هستم 🙋‍♀️عاشق حیوانات مخصوصا گربه ها🐈🐱عضو ۸ساله ی سایت و کوچیک همگی😁👋🏻

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز