امروز رفته بودیم پاساژ
یه مغازه بود لباس فروشی یه لباس خواب گزاشتع بود ویترین عکس یه خانم بود که پوشیده بود لباس خواب بود یعنی یه تاب و شورت
شوهرم بعضی وقتا شوخی زبونشو یه جوری میکنه
/ شب قرار بود برا بچه دار شدن رابطه داشته باشیم /
به عکس نگاه کرد گفت برا شب آماده باش زبونشو اونجوری کرد
الان به ساعت ازش میپرسم چرا اونجوری کردی ؟
خیلی ناراحتم آنقدر گریه کردم سرم داره منفجر میشه