بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یکی از اقوام ما تو ۴۰ سالگی برای بار سوم ازدواج کرد و بچه دار شد و الان دو تا بچه ۴ و ۷ ساله داره و بعد از اون همه سختی واقعا از زندگیش راضیه
یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن ... لحظه ای چند بر این آب نظر کن ... آبآیینهعشق گذران است ... تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ... باش فردا که دلت با دگران است
باازدواج دومش با برادر شوهرم بسیااااار خوشبخته الانم تازه زایمان کرده خوشبختیش دوبرابرشده
تیکر بارداریم نیس میشه برای اینکه یه نی نی بیاد تو دلم ی صلوات مهمونم کنید خدایا به همه منتظرا هم یه نور چشم سالم بده الهی آمین ,لایک نکید اصلا ن پست ن کامنت ،کامنتی خوشتون اومد ک من گذاشتم ی صلوات برام بفرستین بجای لایک ،تو تاپیکای خوب خوبم تگم کنید باتشکر
وقتی انتخاب درست تری داشته باشی خوشبختیت دور از دسترس نیست
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "