با یه آقایی ۲ سال دوست بودم چند روزه نامزد کردیم
امروز اومد گفت دختر عمم ازم خواسته خودشو دوستشو برسونم جایی کار داره
در صورتی که دخترعمش میتونست با آژانس بره چون کلا یک ربع راهه از نامزد من خواسته منم فقط گفتم مگه شوهر نداره خودش با شوهرش بره انقد بامن دعوا کرد ۳۰ ۴۰ بار زنگ زدم جواب منو نداد
وقتی ام جواب داد گفت برم ببرمشون؟منم لج کرده بودم سر رفتارای خودش گفتم به تو چه که تو ببری
من حساسم نمیتونستم بی تفاوت باشم دختر عمش هیچی دوستشو کجای دلم میزاشتم
دعوای شدید کردیم سر اونا نامزدم امروز چند تا کار مهم داشت بخاطر دعوا لج کرد همه رو کنسل کرد با من لج کرده انقد سرم داد زد دارم دیوونه میشم