من بخاطر رفتار مادر نامزدم و حرف های خواهرش از دستشون ناراخت بودم حتی خود نامزدم البته به ظاهر جلوی من واقعی غیر واقعی اش نمیدونم
امشب خواهرش بهم پیام داد احوال پرسی کرد گفت دیروز سجاد دیدم و این حرفا
ولی نامزدم دیروز تعمیرگاه بود گویا بعدش رفته خونه خواهرش من نمیگم چرا رفته ولی وقتی ازش پرسیدم چ خبر گفت هیچی یک زنگ زدم به مامانم حالش گرفتم و این حرفا البته بعد از ناراختی ما خونه خواهرش رفته آمده ولی این رو بهم نگفت از پنهان کاریش خیلی حالم داغون هست نمیدونم این درست میگه یا خواهرش