2777
2789

🧐🧐چیشده

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر      لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀     دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام                  سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من بخاطر رفتار مادر نامزدم و حرف های خواهرش از دستشون ناراخت بودم حتی خود نامزدم البته به ظاهر جلوی من واقعی غیر واقعی اش نمی‌دونم 

امشب خواهرش بهم پیام داد احوال پرسی کرد گفت دیروز سجاد دیدم و این حرفا 

ولی نامزدم دیروز تعمیرگاه بود گویا بعدش رفته خونه خواهرش من نمیگم چرا رفته ولی وقتی ازش پرسیدم چ خبر گفت هیچی یک زنگ زدم به مامانم حالش گرفتم و این حرفا البته بعد از ناراختی ما خونه خواهرش رفته آمده ولی این رو بهم نگفت از پنهان کاریش خیلی حالم داغون هست نمی‌دونم این درست میگه یا خواهرش

من بخاطر رفتار مادر نامزدم و حرف های خواهرش از دستشون ناراخت بودم حتی خود نامزدم البته به ظاهر جلوی ...

حالا رفته باشه چی میشه؟ باید اجازه میگرفته؟

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر      لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀     دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام                  سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
من بخاطر رفتار مادر نامزدم و حرف های خواهرش از دستشون ناراخت بودم حتی خود نامزدم البته به ظاهر جلوی ...

خواهرشوهرت راست میگه عمدا هم بهت پیام داده تا بهت اینو بگه

اللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل فرجهم...
شاید نرفته خونشون. بیرون دیدتش

خواهرش بهم گفت بچم آمده اینجا گفتم تعمیرکار بوده ناهار هم بیرون خورده گفت آره بعد گفت نترس از حساسیت من ازدواج کنن کاری بهشون ندارم دیگ نمی‌دونم چرا این حرفا رو میزد نمی‌دونم چ واکنشی نشون بدم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108