خانما سلام
ظهر رفته بودم سبزی بخرم ، یه موسی کوتقی دیدم زیر درخت نشسته بود دو تا پسر کوچولو دورش
گفتن گربه میخواسته بگیرش
بهش حمله کرده افتاده بود اما نه در حد خیلی زخمی
سینه ش یکم خراشیده س
براش ارزن مرغ عشق میخواستم بزارم دیدم نمیتونه بخوره الآنم انقد بارون شدیده خداروشکر زیر بارون نمونده🥲
بلغور گندم براش گزاشتم با آب
اینقدر گشنه و تشنه شه که نگو
اینقدر عاشق پرنده ها ام که حد نداره🥲
یه بوی خوبی میده