بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حلاصه من شماره دختره رو ندادم به شوهرم .. اونم دیگه پیگیر نشد . تا امسال ک دوستم یهو یه حرفی زد گفت سحر قدر شوهرتو بدون خیلی آقاست خیلی دوستت داره بخدا . گفتم چطوور؟ گفت پارسال بهم پیام داد ک خانم فلانی من شوهر سحرم ازتون میخوام تنهاش نزارید بیشتر کنارش باشید خیلی روزای سختی داره من اکثرا سر کارم شما بیا بهش سر بزن ! منم گفتم چشم. ینی شاااااخ دراوردم اینو شنیدم . شب شوهرم اومد بهش گفتم دوستم اینجوری گفته. گفت خب مگه بد کزدم به فکرت بودم از روی محبت بوده این کارم . گفتم من شمارشو به تو ندادم صلاح ندونستم تو چرا از تو گوشیم برداشتی بهش پیام دادی بدون اطلاع من .دعوامون شد
ینی یک درصدم احتمال نمیدادم ک شوهرم بره تو گوشیم و پنهانی شماره برداره. از چشمام بیشتر بهش اعتماد داشتم. الان به کلی بهش بی اعتمادم. من دوستمو میشناسم پاش ب زندگی من باز بشه خطرناکه. کلا باهاش قطع ارتباط کردم. هنیشه هم از شوهرم تعریف میکرد. و خودش یه شوهر بداخلاق داره ک مدام ازش میناله . شوهرمم گفت من فقط یکبار پیام دادم اونم بخاطر تو . اگر قصدم چیز دیگه ای بود ادامه میدادم . حتما بهت گفته ک فقط همون یک پیامو دادم. گفتم بهرحال کارت درست نبوده .